تا کجا؟
شیطان نیستم
فرشته هم نیستم
خدا هم نیستم
فقط دخترم
از نوع ساده اش
حوا گونه فکر می کنم
فقط به خاطر یک "سیب" تا کجا باید تاوان داد؟؟؟؟

...
شیطان نیستم
فرشته هم نیستم
خدا هم نیستم
فقط دخترم
از نوع ساده اش
حوا گونه فکر می کنم
فقط به خاطر یک "سیب" تا کجا باید تاوان داد؟؟؟؟

فرار نکن!
زمین به شکل احمقانه ای گرد است...

من نه بر می گردم
نه جایی می روم
من فقط شبیه شما
شبیه یک مشت سکوت آفتاب ندیده می شوم
و گذران تلخ لحظه هایی را اندازه می گیرم
که جز زل زدن ،
به جدایی من از ما
کاری از دستشان ساخته نیست
چه باید كرد وقتی كاری ازت ساخته نیست
جه باید كرد وقتی لحظات به هر دلیلی ازت میگریزند
تو بودی چه میكردی؟
چون
مثل آن ها نبود


قوانین مورفی را یاد بگیرید ولی استفاده نکنید!
*وقتی جوراب پاته، حتما دمپایی دستشویی خیسه!
*اگه سال تا سال یه قرون تو جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند، کافی یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه میفهمن!
*موقع فوتبال نگاه کردن هشتاد دقیقه میشینی چش تو چش تلویزیون هیچ اتفاقی نمی افته، یه دقیقه میری دستشویی، میای میبینی بازی ۲-۲ تموم شده!
*هرچقدر هم دلیل منطقی واسه خرید یه چیز داشته باشی، همیشه یکی اون نزدیکی ها هست که بگه سرت کلاه گذاشتن عجیب!
*وقتی پیاده باشی تاکسی گیرت نمی آد، اما وقتی با ماشین باشی توی ترافیکی از تاکسی ها گیر می کنی.
*هروقت گرسنه میای خونه، اون شب اتفاقی غذا ندارین. اما یه شب که بیرون غذا می خوری وقتی میای خونه می بینی غذای مورد علاقت رو درست کردن.
*تو یه ظرف آجیل اولین چیزی که می خوری یه بادوم تلخه.
*موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه. دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی.
*سر جلسه به دوستت که هیچی نخونده کل سوال ها رو برسونی و برگه هاتون با هم مو نزنه، نمره اون بیشتر می شه. این از قوانین ثابت مورفی هستش، شک نکن!
*اگه یک بار سر کلاس نری و استاد بگه جلسه بعد امتحانه، هیشکی بهت خبر نمیده! اما امان از اون روزی که یکی از اساتید حذف کنه، شونصد نفر یادت می افتن و بابای گوشیت رو در میارن از بس مسیج میدن که فلانی، استاد گفت حذفی!
*برای موفق شدن تنها یک راه وجود دارد، اما برای شکست خوردن راه های زیاد.
*اگه یه ماشین صفر بخری، هرچقدر هم مواظبش باشی و سعی کنی جای مطمئنی پارکش کنی، بازم خط روش می افته، ولی ماشین کهنه داغونت رو بزار وسط اتوبان کرج، شب بیا سالم برش دار.
*یه وقت هایی که خیلی عجله داری اگه لاستیک هواپیما هم زیر ماشین انداخته باشی، میای می بینی ۲تاش پنچره!
*دقیقا همون روزی که ۵ دقیقه دیرتر بیدار شدی تمام وسایلت مفقود میشن!
*دقیقا وقتی جفت دستات تا آرنج گریسی یا گلی هستش، چشمت خارش می گیره!
*اگر یک تاریخ برای شما خیلی مهمه، ۱۰ روز قبل از اون یادتونه و دقیقا همون روز یادتون میره. ۳۵۵ روز بعدش هم دارید حرص از یادرفتنش رو می خورید. این قضیه فقط تا وقتی که اون تاریخ مهمه ادامه داره و بعدش برعکس میشه.
*اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

و دو خط موازی به هم نرسیده شاید
به یکجا می روند اما...
من با...حرف مبزنم
من به...دلخوشم
در جای خالی ات دیگرکلمه ای نمی گذارم برمی گردم همین روزا
و دو خط موازی به هم نرسیده....به یک جا رسیده

عذر نامه:
سلاممممممممم به دوستای عزیزم
ببشخید اگه این روزا یه کمی نبوووووووووووودم
سرمای عجیبی گریبانم رو گرفته بوووووووووووووووووووووووووووووووووود![]()
چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟
چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟
چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟
چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟
آیا میشه زیر آب گریه کرد؟
چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟
چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟
چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟
اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟
تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟
باتشکر خیلی خیلی ویژه از پیشی جوووووووووووونم-
امروز شاید باید از باد هوا خورد
با اشتها از ابتدا تا انتها خورد
امروز شاید باید از نو مثل سابق
پیش تمام راستان فی الفور تا خورد
ای کاش میشد اکس ترکاند و هوا رفت
آن قدر پر زد تا به دیوار فضا خورد
یا مثل آن استادمان یک گوشه افتاد
هی شعر گفت و پشت بندش هی دوا خورد

یک شب درون جنگلی خوابیده بودم
خرسی مرا در رختخوابش دید، جا خورد
آمد ما یک لقمه ی چپ سازد، اما
بی چاره را از پشت سر یک اژدها خورد
آن اژدها مثل زمین خواری زمین را
از قطب تا پایین خط استوا خورد
ترسید از ترکیبمان رو دل بگیرد
آن را جدا، این را جدا، من را جدا خورد
( البته او از راستای نظام است
چیزی اگر هم خورد در این راستا خورد)
با نگاهی به:
امروز شاید باید از خون گلو خورد
نان شرف از سفره های آبرو خورد
سید ضیاالدین شفیعی
تیک تیک روزهای پی اندر پی، جهان را فرسوده می کند، با خدنگی سر گردان که در دایره ای نا پیدا حیات را نشانه می گیرد. ساعت بهانه است.. بهانه ی نشان دادن روزهای بی نظیری که می آید و می رود و عقربه ها بی سبب از پی هم می نمی دوند، بهانه ی نشان دادن بودنمان هستند، بودنی که در چند تیک تیک خلاصه می شود.
حال یا ما ترسان از این تیک تیک ها یا خرسند از این گذر ها، تیککککککککک تیکککککککک
تیک تیک روزهای پی اندر پی، جهان را فرسوده می کند و این سوال عجیب ترین سوال دنیاست!
ببخشید، ساعت چنده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


To fall in love
عاشق شدن

To laugh until it harts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره
To find mails by the thousands when you return from a vocation
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی که هزار تا نامه داری
To go for a vocation to same pretty place
برای مسافرت به یه جای خوشگل بری
To listen to your favorite song in the radio
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

To go to bed and listen while it rains outside
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی
To learn the shower and find that the towel is warm
از حموم که بیرون اومدی ببینی که حولت گرمه!
To clean your last exam
آخرین امتحانت رو پاس کنی
To receive a call from someone you don’t see a lot but you want to
کسی که معمولا زیاد نمیبینیش ولی دلت می خواد ببینیش بهت تلفن کنه
To find many in a part that you haven’t used since last year
توی شلواری که توی سال گذشته ازش استفاده نکی کردی پول پیدا کنی
To laugh at yourself looking at mirror making faces
برای خودت توی آینه شکلک در بیاری و بخندی!
Calls at midnight that last for hours
تلفن نیمه شب داشته باشی و ساعت ها هم طول بکشه
To laugh without a reason
بدون دلیل بخندی!
![]()
To accidentally hear somebody say something good about you
به طور تصادفی بشنوی که یکی از شما تعریف می کنه
To walk up and realize it is still passable to sleep for a couple of hours
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی
To hear a song that makes you remember a speual person
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما بیاره
To be part of a team
عضو یک تیم باشی
To watch the sunset from the hill top
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی
To fed batterfies in the stomach a very time that you see that person
وقتی اونو ببینی دلت هری بریزه پایین
To pass time with your best friends
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی
To see people that you like feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری خوشحال ببینی
See an old friend again and to find that the things have not changed
یه دوست قدیمی رودوباره ببینید و ببینید که هیچ فرقی نکرده
To take an evening walk along the beach
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی
To have somebody tell you that he/she loves you
یکی رو داشته باشی که بدونی دوستت داره
… to laugh… to laugh…and laugh. Remembering stupid things done with stupid friends
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احماقانه ای کردند و بخندی و بخندی و باز هم بخندی
There are the best moments of life
این ها بهترین لحظه های زندگی هستند
Let us learn to cherish them
قدرشون رو بدونیم

Life is not a problem to be solved but a gift to be enjoyed.
زندگی یه مشگل نیست که باید حلش کنیم بلکه ییک هدیه است که باید ازش لذت ببریم...در دبستان خانم آموزگار
واژه تکرار می شد یک به یک
قوری و بشقاب و قندان و قطار
شادمان از درس تازه کودکی
روی کاغذ دزدکی چیزی نگاشت
یک الف دنبال آن هم شین و قاف
خواند آن را عشق و اعرابش گذاشت
چون معلم دید آن مرقومه را
بی تامل روی آن خطی کشید
خواست چیزی گوید این کودک ولی
جز خشونت در رخ خانم ندید
گفت با کودک معلم، کای پسر
اولا عین است اول حرف عشق
درس این حرف آخرین درس شماست
پس نباید کرد چیزی صرف عشق
ثانیا باید تمام بچه ها
بشنوند اینجا کلاس و مدرسه است
جای الفاظ چرند و چار نیست
جای تعلیم حساب و هندسه است
هر کسی غیر از کلاس و مدرسه
در سرش باشد هوای دیگری
یا سر و گوشش بجنبد در کلاس
یا بگیرد درس من را سرسری
من خودم با چوب و خط کش بر سرش
می زنم آن قدر تا آدم شود
یا به ناظم می دهم تحویل تا
شر آن از این دبستان کم شود
گفت کودک: با اجازه اولا
ما یکایک بچه های آدمیم
در سر ما فکر های خام نیست
ما به حکم عشق اینجا آمدیم
ثانیا درس کلاس و مدرسه
بی محبت جز در و دیوار نیست
بر مدار عشق می گردد جهان
پس سخن از عشق اینجا عار نیست
زین سبب ای مهربان آموزگار
جای آن دارد بفرمایی چرا؟
می دهی آخر این درس یاد ما
اولین حرف از حروف عشق را
گفت با کودک معلم: وه که خوش
آتشی در جان من افروختی
افرین بر تو که با برهان خود
درس اصلی را به من آموختی!